X
تبلیغات
خاطرات من و باسی - سفرنامه و تجربه مصاحبه در انکارا

روز چهار شنبه قبل مسافرت حالمون خیلی بد بود.من با چشمانی پف کرده از گریه و سردرد شدید از اتفاقات شرکت اومده بودم خونه و باسی با سردردی میگرن دستمال بسته بود دور سرش و بیهوش رو تخت بود.همینجا جا داره از دوستان خوبمون نگین و مهدی تشکر کنم که با اصرار اومدن دنبالمون و کمی ما رو با ماشین گردوندن و شام بردنمون فرحزاد تا حال و هوامون عوض بشه که واقعا موثر بود.خلاصه وقتی به فرودگاه رسیدیم خیلی بهتر شده بودیم.اونحا با یه زن و شوهر زاهدانی که مثل ما مصاحبه داشتن از قبل قرار داشتیم و از اونجا به بعد با هم بودیم 

دوستان گل الوعده وفا.اینم از سفرنامه ما البته باحدف جزییات:

ما روز دوشنبه 19 اپریل 2010 مصاحبه داشتیم و روز پنج شنبه با پرواز ترکیش تهران رو به مقصد انکارا ترک کردیم. با توجه به نوع دیپلم 11 ساله فنی حرفه ای همسرم که برنده اصلی بود خیلی نگران بودیم و برای همین تصمیم گرفتیم در این مسافرت هتل خوبی انتخاب کنیم و تا می تونیم خوش بگذرونیم که اگه خدای نکرده رد شدیم خیلی غصه نخوریم.برای همین از یه ماه قبل سفر هتل پنج ستاره Rixos رو که در بلوار اصلی آتاتورک قرار داره و تقریبا ربروی سفارته انتخاب کردبم.پرواز ترکیش ,این هتل به مدت شش شب نفری 720 هزار تومن شد.
صبح پنج شنبه که به انکارا رسیدیم مصطفی(کارمند تهران طراول)و پوریا اومده بودن دنبال مسافرای جزیره بهشت که شاید بشه گفت بیش از 30 نفر رو سوار کردن.مسافرای هتل ددمان و هتل ریکسوس با پوریا سوار مینی بوس شدن و به سمت هتل راه افتادیم.حدود 7-8 صبح به وقت انکارا یه هتل رسیدیم و وسایل رو تحویل امانات هتل دادیم تا اتاقهامنو تحویل بدن فکر کنم 5-6 خانواده همزمان با پرواز ترک به هتل رسیده بودیم.با توجه به اینکه ما همون پنج شنبه وقت دکتر داشتیم یعد از صرف صبحانه 45دلاری در هتل!به سمت مطب دکتر که با نقشه ای که در اختیارمون گذاشته بودن به راحتی قابل پیدا کردن بود راه افتادیم و یه ربع راه رفتیم و زودتر از 9 رسیدیم .

چند نفری منتظر دم در واستاده بودن تا منشی ها درو باز کنن.کار آزمایشات پزشکی و عکس قفسه سینه همونطور که دوستان گفتن به راحتی انجام شد و در این مرحله حدود 100 دلار هزینه شد برای ما دو نفر.بعد رفتیم خیابون پایینی مطب دکتر که همون تونالی هیلمی هست و جای دوستان خالی برگر کینگ ناهار خوردیم و برگشتیم هتل اتاقمونو تحویل گرفتیم.بعد از ظهر هم خدمت آقای دکتر رسیدیم و نفری 2 تا واکسن نوش جان کردیم تا سرجمع هزینه های مدیکالمون به 460 دلار برسه.


هتل ریکسوس هتلی 16-17 طبقه ای لوکس بود که اتاق ما در طبقه 8 قرار داشت.چند تا عکس از هتل می ذارم.مني كه هر روز ايميلمو براي مديكال چك مي كردم از پنج شنبه چك نكرده بودم.راستی بچه ها بجز اینترنت وایرلس که می گفتن مجانیه اینترنت توی لابی مجانی نیست و ساعتی 10 لیر هزینه شه و سه ساعت 15 لیره.ما که لپتاپ نداریم روزای اول از اونجا کانکت می شدیم اما بعد رفتیم کافی نت که ساعتی1.5 لیره.شیشه ها و خوراکی های توی مینی بار اتاق هم حداقل 4-5 برابر بیرونه
[تصویر: Picture 036.jpg]

[تصویر: Picture 021.jpg]

[تصویر: Picture 015.jpg]
خلاصه شنبه و یکشنبه به گشت و گذار گذشت .شنبه بعد از ظهر كه من تو اتاق خوابيده بودم باسي رفت لابي تا يه سر به وبلاگ و مهاجرسرا و ايميلش بزنه.بعد تصميم مي گيره ايميل منو هم يه نگاهي بندازه.بعد چشمش به ايميل سفارت كانادا در ايميل من مي افته كه خبر دادن مديكالا حاضره.با سرعت جت مي اد بالاو منو كه در اسمون هفتم خوابم بودم بيدار مي كنه و با خوشحالي جريانو مي گه.من كه منگ خب بودم يه چيزايي مي شنيدم و بيشترهيچان باسي برام جالب بود.با اون صورت خواب الود دويدم تو لابي و با چشماي خودم نامه رو ديدم.واي خيلي خوشحال كننده بود و كلي انرژي گرفتيم هر دو.

دوشنبه صبح ما ساعت 7 تو هتل صبحانه خوردیم و 7:45 دم در سفارت بودیم.در اصلی سفارت تو خیابون فرعی یه که روز یکشنبه ما تا جلوش رفته بودیم تا با اونجا آشنا بشیم.از در هتل تا سفارت 5 دقیقه راهه .هوای صبح زود یکم سرد بود و ما با پالتو دم در بودیم تا راس ساعت 8 آقاهه اعلام کرد نرمال ویزا ها همون صف بمونن و گرین کارتی یا برن صف سمت راست در سفارت.خلاصه بعد از چک شدن اسمامون تو لیست آقاهه, وارد سفارت شدیم و بعد از رد شدن از گیت پشت در دیگه ای صف بستیم تا دوباره به نوبت داخل رفتیم و یه خانمی 2 قطعه عکس-پاسپورتها-سند ازدواج و شناسنامه ها و کارتهای ملی و اصل آخرین مدرک برنده اصلی رو خواست به همراه مدارک مالی که همه رو تحویل دادیم پرسید اگه ترجمه ها رو نفرستادین بدین که ما همه رو فرستاده بودیم.خلاصه از این خان هم رد شدیم و وارد سالن کوچکی شدیم که به قول خودشون گنجایش 76 نفر رو داشت .شماره ما 403 بود .بعد گیشه هفت شماره ها رو دونه دونه برای انگشت نگاری صدا می کرد ما هم 5 یا ششمین خانواده ای بودیم که انگشت نگاری شدیم.تا انگشت نگاری تموم شد یه خانوم میانسال از پرسنل سفارت در حالیکه ما از داخل گیشه برانداز می کرد صدامون کرد و خواست تو فرمای سری اول که ما جای آدرس امریکامونو N/A نوشته بودیم اصلاح کنیم و آدرس بنویسیم که ما هم آدرس اسپانسرمونو نوشتیم و برگه رو بهش تحویل دادیم.در همین حین باسی چشمش به فرمش افتاد که جلوی شغلش با خودکار قرمز نوشته بودن , Exc.و بقیه جاها تیک ریز داشت.دیگه فرصت فضولی بیشتر نشد و برگه ها رو تحویل دادیم و دوباره نشستیم.شروع کردیم به خیال پردازی که این چی بود باسی به شوخی می گفت یعنی excellent و من می گفتم یعنی exception چون جزءلیست مشاغلی هست که بدون مدرک دیپلم 12 ساله هم با دو سال سابقه می تونه ویزا بگیره.
بعد گیشه 4 برای وایز پول صدا می کرد که این مرحله یعنی واریز 1550 دلار برای 2 نفر هم انجام شد و.ساعت حدودای 9 بود و دیگه سالن از جمعیت موج می ز د و جایی برای نشستن نبود و ما از این مرحله به بعد سر پا بودیم.فکرمون هم مشغول شده بود که اون چی بود جلوی شغلش نوشته بودن(شغلش مدیر فروشه)

2 تا گیشه که فکر کنم 5 و 6 بودن فارسی مصاحبه می کردن و مصاحبه ما هم فارسی بود .شماره ما رو حدود 9:20 صدا کردن .مصاحبه گر یه خانم حدود 40 ساله و جدی بود:
• -سلام
-سلام
• -دستاتونو ببرین بالا و قسم بخورین که هر چیزی که نوشتین و ادعا کردین درسته.
-اگه می شه قبل از قسم ما یکی از تاریخای فرم سری آخرمونو یه نگاهی بندازیم که اشتباه نداشته باشه
• -باشه
-(ما در حالیکه خیالمون راحت شد که همه چیز درسته)همسرم رو به خانم مصاحبه گر:من سربازیمو تو نیروی انتظامی گذروندم اینجا ARMY ترجمه شده مشکلی نیست؟
• -نه.می تونی با خودکار بالاش بنویسی نیروی انتظامی.شما شغلت چیه.
-مدیر فروش فروشگاه...
• -چه جور فروشگاهیه؟چی می فروشه؟
-لوازم خانگی مثل ....چون فارسیش خوب نبود متوجه نشد و من به انگلیسی براش توضیح دادم و اون شروع کرد تو کامپیوتر یه چیزایی تایپ کردن
• -ok (رو به همسرم)سربازی هم که گفتی رفتی درسته؟
-بله سرباز بودم در نیروی انتظامی مثل پلیس اینجا
• -Ok(رو به من) خانم شما کار می کنی؟کارت چیه؟
-بله در شرکت .... کار می کنم.کارم ...
• -ok مدارک اسپانسرتون فرمهای مالیاتی نفرستاده؟
-چرا فرستادن فرم w2 سال 2009 و بقیه مدارک در پرونده هست
• -(در حالیکه برگه w2 رو یه نگاهی انداخت،اصل مدارکمونو بجز مدارک کار باسی رو بهمون پس داد و برگه آبی رو برداشت و شروع به پر کردن کرد)شما از 1-2 ماه دیگه در این آدرس چک کنید و فرم 1040 سال 2009 اسپانسرتونو هم بیارین.یکی بیاد کافیه.
-(ما در حالیکه از خوشحالی در حال انفجار بودیم)ممنون خداخافظ.راستی یادش رفت ازمون قسم بگیره

.نکات قابل توجه در سفارت و در کل در انکارا برای دوستانی که می رن انکارا:
0-بعد ازپیاده شدن از هواپیما فری شاپ رو که TAX FREE هست یه سر بزنین که با دیدن قیمت ها در فروشگاهها پشیمون نشید.
1-بجز ما ایرانی ها روز مصاحبه همه لباسای راحت اسپرت و جین داشتن, حتی یه دختر ترک باشلوار ورزشی اومده بود که بلافاصه کار ویزاش جور شد و بعد مصاحبه رفت ups
2-خیلی سفارت به حرفتون اطمینان می کنن .تو اکیپ ما یه خانواده ای بودن که اسپل اسم خانومه تو پاسپورت با فرمهایی که فرستاده بودن فرق داشت ولی یه توضیح داد که چون اسپل صحیح اسمم اینه و این متداول تره وقتی پاسپورت جدید گرفتیم اسپلشو گفتم اینجوری بزنن و افیسر هم ازشون پذیرفته بود.
3-معاف بودن از سربازی و نداشتن کار دولتی همیشه به معنی درجا رفتن به ups نیست و یه خانواده با همین شرایط برگه آبی گرفت درحالیکه پرونده اش هم هیچ نقصی نداشت.(البته فقط ازش کپی پاسپورت اسپانسر خواستن.)
4-دو تا از خانواده هایی که ما می شناختیم و کیس لاتاری بودن بدون اسپانسر وبا داشتن حساب بانکی و سند خونه برگه آبی گرفتن و افیسر قبولشون کرد.یکی با 42 میلیون پول برای 2 نفر و یکی با 52 میلیون برای 4 نفر
5-انکارایی ها خیلی خوش لباس و مرتب هستن و آدم از از بودن در بینشون لذت می بره.
6-آرایشگاه AKAY در خیابان AKAY نزدیک هتل ددمان واقعا سشوار کشیدنش حرف نداره ولی ارایشگراش سیبیل تشریف داشتن و حواستون باشه یکشنبه ها تعطیله و با 5 لیر(3500 تومن) یه براشینگ حسابی می کنه.بعشی ارایشگاههای دیگه 10 لیره و هتل ما 25 لیر برای براشینگ می گرفت.روز قبل مصاحبه یه سشوار خوب خیلی لازمه.
7-بجز رستوران منقل کباب و رستوران 49 که رو به روی همن یه رستوران ایرانی در انکارا و حوالی هتل بیوک ارشان و هتل ددمان هست به نام رستوران شبهای ایرانی که خیلی حال و هوای غذاهای ایرانی رو داره و قیمه هاش حرف نداره.هر وقت ازفست فود وغذاهای ترکی خسته شدین یه سر برین.
8-عوارض خروج همچنان 25 هزار تومن برای هر نفره و فعلا گرون نشده.
9- منطقه هتل بیوک ارشان خیلی شاده و شبا تا دیر وقت بارها موسیقی زنده دارن مخصوصا جمعه-شنبه-یک.شنبه
10- یکشنبه شب عروسی پسر یکی از سران ترکیه تو هتل ما بود و کلی بادیگارد و پلیس و عکاس اومده بود و اردوگان هم اومده بود و ما از نزدیک ایشونو زیارت کردیم. با اینکه هتل ریکسوس فوق العاده شیک و راحته ولی برای سنهای بالا یا بچه دارا مناسب تره. و آدم حوصله اش سر می ره ما که همش با دوستامون بیرون بودیمSmile
11-یه خانومی که روز سه شنبه تو سفارت مصاحبه داشت و فرزندش براش تقاضای گرین کارت داده بود همون سه شنبه UPS رفت و در کمال ناباوری در حالیکه برای گشت و گذار رفته بود بیرون هتل چهارشنبه ویزاش اومده بود دم هتل.
12-خیابان تونالی شعبه برگر کینگ و فروشگاه CARFOUR ومک دونالد و استارباکس قهوه رو داره.فروشگاه میگروس هم تو انکاماله 
13-اصلا فکر و ذهمنتون در گیر مصاحبه نباشه و جمعه شب و شنبه و یکشنبه رو شباشو برای دیسکو از دست ندین.مطمدنا حتما همه قبول می شید.به امید موفقیت تک تک شماها
14-این هفته ای که ما اونجا بودیم اکثر روزا بجز یه روز ابری و بارونی بود.پس کاپشن و یکی 2 تا لباس گرم با خودتون ببرین.

پينوشت:پنج شنبه صبح ساعت ۱۱ (روز هفتم از مهلت ۱۰ روزه اعلام شده در نامه)با ارامكس هماهنگ كردم كه مديكالامونو پيك اپ كنه.برايم يه ايميل زدن تا فرم درخواستو پر كنم منم بلافاصله اينكارو كردم و اونا هم بهم يه كد رهگيري دادن.اميدوارم تو اين هفته بدستم برسه.البته گفن ۳-۴ روز كاري

پينوشت ۲:پروسه لاتاري اينجوريه كه وقتي نامه قبولي تونو از طريق پست دريافت مي كنين يه شماره CASE NUMBER توش داره كه هر چي كمتر باشه زودتر دعوت به مصاحبه ميشين.البته بايد بعد از دريافت نامه از پست يه سري فرم پر كنين و به سفارت ام.ريكا در كنتاكي بفرستيد.با اين حساب ما كه شماره مون رو 13000 بود تو اپريل دعوت به مصاحبه شديم.براي بحث لاتاري بايد پشتوانه مالي نشون بدين كه  ميتونه يه فاميل يا دوست در امريكا باشه يا اينكه سند خونه و حساب بانكي.مثلا براي دو نفر 40 ميليون خوبه.خلاصه ما بعد از كلي رو انداختن يه اسپانسر پيدا كرديم و اين مرحله هم بخوبي انجام شد.15 روز قبل از مصاحبه بايد يه فرم و ترجمه مدارك رو به سفارت امر.يكا در انكارا بفرستيد كه ما اينكارو هم كرديم و در نهايت روز مصاحبه به افراديكه سربازي معاف بودن و كار دولتي نداشتن  2-3 روزه ويزا مي دن.اين افراد مستقيم به باجه پست UPS مي رفتن و پاسپورتاشونو مي دادنكه 2-3 روزه دم در هتلشون مي اد با ويزا. و به بقيه برگه ابي مي دن كه توش چك امنتي و نقصي مدارك تيك مي خوره.به ماهم بره ابي دادن (چون باسي سربازي رفته)و گفتن 1-2 ماه ديگه رو سايت بايد چك كنيم كه وقتي شماره مون اومد براي تحويل ويزا با نقصي مدركمون بريم.اينم يه خلاصه در مورد روند كار ما

پینوشت ۳:مهناز عزیز پیغام خصوصی تو خوندم و از اینکه یه وکیل اینقدر شماها رو اذیت کرده خیلی ناراحت شدم.عزیزم اطلاعات تحصیلی و سن خودت و همسرتو سابقه کارتونو بذار شاید بتونم کمکی بهت بکنم.حتما می تونی دوباره پرونده باز کنی ولی صبرکن که قبلی بسته بشه.یه نفر که در مصاحبه رد شده بودن دوباره پرونده برای کبک باز کردن و قبول شدن.البته باید ببینی امتیاز می اری یا نه.

پینوشت ۴:(مهم)بچه های کبکی با فیل نامبر مارس اوریل می و جون ۲۰۰۹ گوش به زنگ باشید که مدیکال یا نامه اپدیت مدارک تو راهه.یه سر به جدول لیست مهاجرین کبک در قسمت پیوندهای روزانه وبلاگ بزنین.ثنا و فاطمه عزيز از ماه ژوئن ۲۰۰۹ ايميل مديكالشون اومده و از دو نفر ديگه هم از ماه ۰۵/۲۰۰۹ سوءپيشينه و اپديت مدارك خواستن.اگه اطلاعاتی رو از قلم انداختم با ذکر شماره ردیفتون بگین اضافه کنم

پینوشت ۵:برای انجام دادن مدیکالمون خانم دکتر مقصودیان تو یوسف آباد رو انتخاب کرده بودم.نههههه اين خانم دكتر از ليست حذف شده و بايد به فكر دكتر ديگه اي باشيم بجه ها از دكترهاي موجود در ليست فعلي كدوم رو پيشنهاد مي كنين؟

http://www.cic.gc.ca/dmp-md/medicalinfo.aspx?CountryID=2005&CountryName=Iran

كمككككككك فقط ۶ دكتر مربوط به تهران هستن.از بين اين ها كدوم رو پيشنهاد مي ديد:دكتر فرخي-دكترراهواريان-دكتر پورمند-دكتر ابراهيمي راد و دكتر شريف-دكتر حسابي

پينوشت شش:مديكالامون بعد از شش روز كه از درخواست پيك اپمون از ارامكس مي گذشت امروز چهارشنبه قبل از ظهر به دستمون رسيد.هزينه پيك اپ ۶۸۰۰۰ تومن شد و ما راضي هستيم.

در كنار مديكال درخواست سوءپيشينه و اخرين تغييرات در زمينه كاري تحصيلي خانوادگي و مسافرتي از تاريخ فايل نامبرمون(۱۵/۰۱/۲۰۰۹)شده .ما كه هيچ تغييري بجز مسافرت انكارا نداشتيم كه صادقانه اعلام مي كنيم.در مورد سوءپيشينه هم يكماه از تاريخ دريافتش گذشته و احتمالا فردا مي ريم يدونه جديد درخواست بديم.

تو ليست دكترهاي معتمد اسم خانم دكتر مقصوديان هست ولي من ترجيح مي دم دكتري رو انتخاب كنم كه اسمش رو سايت هم باشه و هم تو برگه هاي مديكال.

موفق باشيد


+ نوشته شده توسط نلی در جمعه سوم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:40 |