دنیای این روزای ما

هر چی به کریسمس نزدیک می شیم یه حسی غریبی پیدا می کنم.احساس عدم تعلق !از دیدن این همه شور و هیجان برای خرید درخت کریسمس و تزیینش به وجد می ام ولی دوچار احساس دوگانگی می شم.همه در تکاپوی خرید کریسمس هستن.تخفیف های ویزه برای خرید کادوهای کریسمس شروع شده.خیلی خونه ها و اپارتمانها با چراغهای رنگی نمای خونه هاشونو تزیین کردن و توشب واقعا قشنگه.

برام جالبه خیلی ایرانی ها هم درخت کریسمس می خرن و تو این روز می خوان به هم کادو بدن.حتی برای ما هم کادو خریدن!بیشتر از جالب بودن برام عجیبه.در مورد خودمون فکر می کنم تا زمانیکه بچه نداشته باشیم درخت کریسمس نخرم.چون معمولا بچه ها این چیزا رو تو مهد کودکها و مدارس می بینن و می خوان تو خونه هم داشته باشن.

در شهری که ما زندگی می کنیم (ریچموند)اکثریت با چینی هاست.چینی های پولداری که اکثرا  از طریق سرمایه گذاری اومدن و همه به محض ورود خونه در اینجا خریدن و معمولا کار نمی کنن و از پولی که براشون می فرستن زندگی می کنن.اکثرا هم به ماشین های شاسی بلند مخصوصا از نوع بنز و بی ام و علاقه مندن.کلا ادم های بی ازار و خوبین.

دیروز با باسی اولین مهمونی غیر ایرانی مونو رفتیم.خیلی جالب بود.مهمونی تو یه خونه خیلی قشنگ در یکی از مناطق ریچموند بود.مهمونی رو یکی از همکلاسی های باسی ترتیب داده بود.همه مهمونا بجز ما چینی بودن.میز شام با غذاهای چینی هم خیلی بامزه بود.محض رضای خدا یه غذا هم نبود که به مزاج ما خوش بیاد ولی به هر حال یکم از ابگوشت شون و بقیه غذاهاشون مزه کردیم:))خیلی بی ریا و باحال بودن و خیلی خیلی خوش گذشت.اینم چند تا عکس از غذاها:

http://www.speedyshare.com/files/25802657/IMG_1760.JPG

http://www.speedyshare.com/files/25802660/IMG_1756.JPG

http://www.speedyshare.com/files/25802666/IMG_1758.JPG

مهمونی شرکتمون هم در روز جمعه عالی برگزار شد .رفتیم یکی از بهترین رستوران های ریچموند و کلی خوش گذشت.هزینه ناهار با شرکت بود.از طرف شرکت یه ست 4 نفره ظرف و لیوان و از طرف "سورپرایز سنتا" به کارت خرید 30دلاری از HOMESENSEکادو گرفتم.

دو سه تا نکته در مورد اتوبوس بهتون بگم:کارتهای اتوبوس یک زونه رو که برای یکماه می خرید در اینجا قیمتش 81 دلاره. باید اون زونی که می خواین توش رفت و امد داشته باشید با سکه یا هر چیز دیگه نوشته روشو پاک کنید تا عدد زیرش که نشون دهنده زون مورد نظره معلوم بشه.بعد هم وقتی سوار اتوبوس می شید صندلی های جلوی اتوبوس که معمولا روبروی همدیگه است مخصوص افراد مسن و ویلچری هست و نباید روش نشست و باید برین به سمت عقب اتوبوس.دفعه اول من این اشتباهو کردم.

وقتی هم که به ایستگاه مورد نظر می رسید ممکنه اگه مسافری نباشه اتوبوس وا نسته برای همین باید زنگ داخل اتوبوس که معمولا یه طناب متصل به دیواره اتوبوسه رو(نسبتا محکم )بکشید تا stop روی تابلوی نمایش به نمایش در بیاد و راننده واسته.اکه از در عقب می خواین پیاده بشین اول مطمئن شید که BUZZER یا همون زنگو به صدا در اوردید و عبارت استاپ رو تابلوی نمایش اومده باید صبر کنین بعد از ایستادن اتوبوس در ایستگاه اگه بالای در عقب دکمه سبز رنگ روشن بشه شما باید درو به بیرون هل بدین .وگر نه در باز نمی شه و راننده هم فکر می کنه کسی پیاده نمی شه و راه می افته.من که اینا رو نمی دونستم یه بار اون اولا یه ایستگاه که می خواستم پیاده شم اتوبوس وا نستاد و من یه ایستگاه دیرتر پیاده شدم و کلی باد به صورتم خورد تا رسیدم به مقصد.خلاصه اینم تجربه ای بود .امیدوارم این مساله برای شما تکرار نشه.


امیدوارم همگی خوب و سلامت باشین.

پینوشت:متاسفانه با خبر شدم یکی از دوستان خوب وبلاگی "اشرف عزیز"مادر عزیزشونو از دست دادن.با خوندن پستهای اخرشون خیلی خیلی متاثر شدم و دلم شدید گرفت.خواهش می کنم برای شادی روح مادر اشرف عزیز یه فاتحه بخونین.اشرف عزیز بهت تسلیت می گم و از خدای مهربون براتون طلب صبر 

می کنم.

پینوشت 2:این اهنگ که از اهنگهای معروف کریسمسه خیلی دوست دارم امیدوارم بتویند گوش کنید و فیلتر نباشه براتون:http://www.youtube.com/watch?v=TeNJmOsBS94&feature=autofb

متن اهنگ رو می ذارم در ادامه مطلب:

پینوشت 3:خبر خوب اینکه بعد از ترجمه نامه های عدم خسارت بیمه ماشینمون و پر کردن فرم درخواست بررسی سابقه بیمه،بالاخره شرکت icbc قبول کرد 20% تخفیف برای بیمه ماشینمون اعمال کنه و 180 دلار بابت مازادی که از ما برای 6 ماه گرفته /می گیره ،بهمون بر می گردونه و از این به بعد 20% سابقه تخفیف خواهیم داشت.هوررررررررررررررا


ادامه نوشته

دکتر خانوادگی

بالاخره با گذشتن 3 ماه از اقامتمون در اینجا سر و کله  care card (کارتهای بیمه)پیدا شد. iز همون روزای اول رسیدنمون به اینجا فرما رو با کپی برگه لندینگ پر کرده بودیم و فرستاده بودیم.طبق قانون از سه ماه بعد از اقامت در استان بریتیش کلمبیا می تونین تحت پوشش بیمه قرار بگیرین.همه می گفتن خیلی عجله نکنین که بیمه تون شروع بشه. چون هر ماه باید پول بدین.الان که کارتامون اومده و اولین statement رو دریافت کردیم اه از نهادمون بلند شده.راستی بجز بیمه خدمات درمانی ما برای pharma care که پوشش هزینه های دارویی هم هست اقدام کردیم.با توجه به سطح درامد دولت مقداری از هزینه های دارویی رو می ده ومثلا برای ما تا سقف 70 درصد هزینه دارو در سال رو می ده واگه 30 % ای که  می دیم در محموع بالای 150 دلار در سال بشه 100 درصد هزینه های دارومونو پوشش می ده.

فقط یه مشکلی در مورد کارتهای بیمه پیش اومده بود که حل شد.کارت بیمه باسی فامیلی شو اشتباه نوشته بودن که زنگ زدیم و در عرض 2 هفته کارت درستشو فرستادن.از طرفی با توجه به اینکه قرصهای تیروئیدم رو به پایان بود یه فامیلی دکتر در ریچموند پیدا کردیم که یکی از دوستان زیر نظر ایشونه و راضیه خلاصه ازش وقت گرفتیم.دیروز من رفتم پیش این فامیلی دکتر.یه دکتر اروپایی یه (نمی دونم مال کدوم کشور).دکتر ایرانی هم یکی سراع داشتیم ولی مثل اینکه زیاد جالب نیست.خلاصه دکتراز بیماری های فعلی و قبلیم پرسید.بعد در مورد سوابق جراحی سوال کرد و در پرونده ثبت کرد.قرصهایی که مصرف می کردم رو هم با خودم برده بودم.همه رو دید و میزان مصرف هر کدوم رو نوشت.بعد در مورد سوابق بیماری های افراد خانواده(پدر و مادر )پرسید و من جواب دادم خلاصه برام ازمایش نوشت که ببینه وضعیت فعلیم چیه .منم امروز مرخصی گرفتم و با باسی رفتیم لابراتوار.هیچ هزینه ای بابت ویزیت دکتر یا ازمایش خون ندادیم.ولی هزینه اصلی رو قبلا دادیم.چون استفاده از خدمات درمانی در استان بریتیش کلمبیا هر ماه برای دو نفر حدود 110 دلاره:((

راستی کارت ویزای باسی fraud شده.تو سایت بانک تی دی یکی از transaction های حساب ویزامون ناشناخته بود که زنگ زدیم به تی دی و اونا هم چند تا سوال کردن و گفتن از کارتتون سوء استفاده شده و در جا کارت ویزای باسی رو باطل کردن و منتظر کارت جدید هستیم.ظاهرا یکی با مشخصات کارت باسی در شهر سوری از یه رستوران خرید کرده بوده:(برای همین لازمه هر 2-3 روز یکبار تو سایت کردیت کارتتون همه خریدها رو چک کنین تا اگه موردی بود درجا جلوشو بگیرین.

امروز که تعطیل بودم بعد از ظهر رفتم برای امتحان ایین نامه و خدا رو شکر قبول شدم.حالا نوبت امتحان شهره.من تو ایران رانندگی نمی کردم و همش باسی می نشست.برای همین احساس می کنم یه چیزی رو که خیلی دوست دارم تو زندگیم کم دارم.خیلی دوست دارم رانندگی بکنم.بهم احساس استقلال می ده.من 6 سال پیش گواهیناممو در ایران گرفته بودم ولی استفاده ای نکرده بودم.خلاصه اینجا هم باید یکم به رانندگی کردن مسلط بشم هم به قوانین خاص اینجا.یکی دوبار باسی گذاشته من بشینم ولی درجا پشیمون شده و منم بیشتر از 2-3 خیابون جرات نکردم بشینم.یکبار چنان ترمزی زدم که ماشین کم مونده بود بچرخه:))

خلاصه اینم از روزگار فعلی ما.روز جمعه قراره ناهار با همکارامون بریم یه رستوران برای کریسمس پارتی.یه برنامه سورپرایز سنتا هم داریم.اینجوریه که اسم همه همکارا رو اول هفته رو کاغذ نوشتن و انداختن تو یه جعبه.بعد هر نفر یه تکه کاغذ رو از حعبه در می اورد و هر اسمی که بهش می افتاد بدون اینکه کسی بفهمه چه اسمی بهش افتاده باید تا سقف 30 دلار کادو برای اون نفر بخره.برای من "sue" افتاده .خانمی که کارو بهم یاد داده.خیلی دوسش دارم و معلم من در اینکار بوده.امروز با باسی رفتیم و کادو براش خریدیم.امیدوارم مهمونی بهم خوش بگذره.کادو ها هم روز جمعه رد و بدل می شه.نمی دونم قراره کی برام کادو بگیره.خدا بخیر کنه.

روزای خوبی رو در پیش رو داشته باشین

چی بیاریم-چی نیاریم

سلام دوستان خوبم.هنوز باورم نمیشه که ما 3 ماهه در کانادا هستیم.وسایل خونمون تقریبا تکمیل شده ولی هر ماه یکی از کم و کاستا رو به وسایل اضافه می کنیم.چبزایی که در برنامه اینده مونه یک میز جلوی مبل یا (COFEE TABLE)  شیشه برای روی میز ناهار خورییه باربیکیوو ...خلاصه برای اینکه یه دفعه حسابمونو خالی نکنیم و ولخرجی هم نکنیم هر ما یا 2 ماه یکبار یه وسیله مورد نیازو می خریم.در ضمن بیصبرانه منتظریم ببینیم این boxing day چقدر تخفیف می خوره جنسا بتونیم یه خریدی بکنیم.

مثلا این ماه جارو برقی خریدیم.مارکهای معروف اینجا با ایران فرق داره مثلا مارک BISSEL و DIRT DEVIL و ... .جارو برقی ما DIRT DEVIL.قیمت جارو برقی از 60-70 دلار شروع می شه می ره به بالا.البته خرید جارو برقی هم برای ما جریاناتی داره و خاطره است.مابرای جاروبرقی رفته بودیم فروشگاه ZELLERS یین 2-3 تا جارو برقی مردد بودیم ولی مسئولی نبود که راهنماییمون کنه.اونروز ما هم عجله داشتیم و شبش مهمون داشتیم و باسی هم باید بعد از ظهر می رفت سر کار.خلاصه بعد از کلی اینور و اونور رفتن تو فروشگاه یکی از فروشنده ها رو پیدا کردیم که بیاد کمکون کنه.اونم با بلندگو پیچ کرد یکی بیاد بخش جارو برقی خلاصه 7-8 دقیقه گذشت و کسی نیومد دو باره رفتیم همون خانمه رو پیدا کردیم و گفتیم کسی نیومد دیگه شرمنده شد خودش پاشد اومد ماهم یکی 2 تا سوال کردیم که اون بنده خدا هم پیز زیادی نمی دونست.در نهایت تصمیم گرفتیم یکی از جارو برقی ها رو که قیمتش 200 دلار بود و تو حراج به 119.99 دلار رسیده بود رو برداریم کار اون روزمون راه بیفته  اگه خوشمون نیومد بیاریم تو مهلت 30 روزه اش پس بدیمو یکی دیگه رو ببریم.خلاصه باسی جارو برقی رو گرفت دستش و اومیم دم صندوق.وقتی نوبتمون شد خانم کشیر زد تو سیستم گفت می شه 224دلار!!!!!!!!!گفتیم برای چی گفت چون 200 دلاره با مالیات12% و ... گفتیم نخیر این جاروبرقی تخفیف خورده شده 119 دلار.خلاصه پشتمونم یه صف درست شده بود.خانوم صندوق دار گوشی رو برداشت و زنگ زد به طبقه بالا و کد جاروبرقی رو خوند و ازشون خواست قیمت بدن قرار شد 5 دقیقه دیگه زنگ بزنن و جواب بدن.ما هم دیدیم که مردم همه پشت ما معطلن اومدیم کنار که گار بقیه رو راه بندازه ولی قانونا می تونستیم همونجا واستیم و تکون نخوریم تا کارمون راه بیفته.خلاصه چند دقیقعه بعد یکی زنگ زد به خانم صندوقدار گفت قیمت همون 200 دلاره.خانم صندوق دار که اینو به ما گفت ما عصبانی شدی گفتیم یعنی چی ما کلی وقتمونو اینجا گذاشتیم و معطل شدیم مطمئنیم این جنس نخفیف خورده .اونم گفت من کاری نمی تونم بکنم برید CUSTOMER SERVICE.خلاصه قیافه ما دوتا با یه جاروبرقی در بعل دیدنی بود.رفتیم تو صف CUSTOMER SERVICE یکی جلومون بود وقتی کارش تموم شد و نوبت ما شد رفتیم پیش مسولشون و همه پیزو توضیح دادیم البته با لحنی نسبتا عصبانی و گفتیم که خیلی معطل شدیم و ناراضی هستیم.اون بنده خدا هم گفت شما تابلوی قیمتی که دیدین چند بود؟ما گفتیم 119.99 دلار در همین فاصله باسی رفت طبقه بالا .خانومه که ادم منطقی به نظر می اومد گفت حق با شماست شما 134 دلار بدین(با مالیات)خلاصه در همین فاصله باسی هم موبایل به دست برگشت و عکس تابلوی تخفیف خورده رو با جاروبرقی انداخته بود و به خانومه نشون داد کلی تعجب کرده بودن و خنده شون گرفته بود از کار ما.خلاصه عذرخواهی کردن و ما جارو رو گرفتیم و اومدیم خونه.درجا جاروبرقی رو افتتاح کردیم و از قدرت خوبش بسیار  لذت بردیم.خیلی پرقدرت جارو می زنه و تقریبا موهای موکت رو شونه می زنه و موها رو از بینش جمع می کنه.خلاصه اینم از خرید ما.

حالا در مورد چیزایی که ما از ایران اوردیم و اینجا به دردمون خورده:

1-لباسهای تابستانی و زمستانی و شال و کلاه و دستکش خوب و لباس زیر و جوراب

2- کفش 

3-سرویس 12 نفره بشقاب و سرویس قابلمه دسینی (البته سرویس 6 نفره بشقاب ارکوپال و قابلمه های دم دستی مونو هم اوردیم که استفاده می کنیم)

4-قاشق چنگال -کارد کفگیر ملاقه و ابکش و لیوان و فنجان و سینی و رنده و گوشتکوب .از اون سبدهای کوچولوی مخصوص اشغال که مثل ابکش می مونه و برای توی سینکه بیارین اینجا من ندیدم

5- از خوردنی ها فقط زعفران اوردیم ولی اگه اهل رب انار هم هستین بیارین.رب انار ترش پیدا نمی شه اینجا.سبزیجات همه جوره در فروشگاههای ایرانی هست مثلا سبزی قرمه سبزی-کوکو و ... بجز سبزیهای محلی شمال که اونم چند تا بسته یواشکی می شه اورد.

6-یه فرش 6 متری دستباف(بیشتر نیارین چون جا نیست بهن کنین چون معمولا در بدو ورود می شه خونه 60-70 متری گرفت و بیشترش استفاده نمی شه

7-روتختی و روکش لحاف و ملافه , حوله(بالش و لحاف و اینا اینجا خوبه قیمتش).البته ما 4 تا بالش و 2 تا لحاف 1 نفره و یک دو نفره اوردیم .

8-ظروف کریستال مورد علاقه و پیش دستی و ظروف پذیرایی در حد نیاز

9- دوستان لطفا افتابه نیارین با خودتون .اینجا از گل ابپاش می شه به جای افتابه استفاده کرد!ما هم این توصیه دوستان رو گوش کردیم و از همینجا گرفتیم.

10-قرص (اموکسی سیلین بروفن و قرص سرماخوردگی و هر قرصی که مصرف می کنین و بهش عادت دارین)اینجا برای درد از انواع  tylenol استفاده می کنن که به ما اثر نداره.مثلا من دندون دردم فقط با بروفن ساکت شد .

11-اجیل هم نیارین چون تو اکثر شهرای بزرگ شعبه ایوب یا تواضع هست مثلا تواضع تو تورنتو شعبه داره و ایوب تو نورث ونکوور.قیمتاشونم خیلی بالا نیست.در مورد مونترال اطلاعی ندارم

12-دیکشنری و کتاب های مورد نیاز

13-لوازم خیاطی در حد مختصر

14-دوربین 

15- مدارک و اسناد

16-قلیان و توتونش

17-جعبه ابزار

18- اصل کاری یعنی __________money------------------------------------

امیدوارم همگی موفق باشید.

پینوشت:بچه ها جدول بروزه بو اخرین اپدیت در تاریخ 12 دسامبر 2010 انجام شده.دست صبای عزیز درد نکنه.خدا رو شکر کلی خبرای خوب برای سپتامبری هااومده.

اولین برف ونکوور

دوستای خوبم جمعه اینجا اولین برف ونکوور اومد و صبح شنبه کاملا زمین سفید پوش شد.روبروی خونه ما یه زمین چمن بزرگه که مال دبیرستان نزدیک خونمونهو هر روز و هر ساعت اموزش فوتبال یا مسابقه در جریانه.اما تو این تعطیلات اخر هفته بچه های محل تو این زمین جمع شدن و کلی ادم برفی ساختن و برف بازی کردن.

هفته گذشته با ADVISOR بخش مدیریت تولید کالج BCIT مکاتبه کردم و در خصوص علاقه ام به برداشتن 3 تا COURSE کنترل پروزه مکاتبه کردم.منتظر جوابش هستم و دوست دارم بتونم این سه تا دوره یک واحدی رو بردارم.هر کدوم حدود 300-400 دلاره و هر کدوم پیش نیاز بعدیشه.یعنی در 3 ترم پیاپی باید بردارمش.خلاصه منتظر خبرم.بعید می دونم هیچ وام یا کمکی شامل یان سه واحد درسی بشه.کسی در این زمینه تجربه ای داره؟

من و باسی که از یکماه قبل برای کلاسهای ELSA اقدام کرده بودیم و برای سه شنبه هفته گذشته بهمون وقت تعیین سطح داده بودن ، سه شنبه هفته گذشته امتحان تعیین سطح رو دادیم و یه روز بعد جوابش اومد.این دوره 5 تا سطح داره و باسی سطح 3 و من سطح 5 قبول شدم.ما رو به دو مرکز جداگانه در دیچموند معرفی کردن که برگه های معرفینامه رو ببریم و در نوبت شروع کلاسها قرار بگیریم.دوره های کلاس زبان ELSA رایگانه برای مهاجرا  و فکر کنم بتونه به اشنا شدنمون با ادمای جدید و تقویت زبان و اعتماد بنفسمون کمک کنه.این دوره ها می تونه به انتخاب هر نفر تمام وقت یا پاره وقت،صبح یا بعد از ظهر یا غروب باشه.

راستی کارتهای بیمه مونم هم اومد.فامیلی باسی اشتباه تاپی شده که باید دوشنبه پیگیری کنیم کارت جدید صادر کنن.باید زودتر FAMILY doctor انتخاب کنیم که من داره قرصای تیروئیدم تموم می شه.

یه نکته برای دوستانی که بزودی مهاجرت می کنن یا مهاجرت کردن و می خوان با خانواده هاشون و دوستاشون در ایران یا هر جای دیگه چت صوتی تصویری مجانی داشته باشن.نرم افزار oovoo رو هر دو طرف دانلود کنید و بعد از ایجاد کردن username می تونید همدیگرو add کنین و بدون محدودیت ]ت کنین.ما تو این 2 ماه و نیم احساس غربت نکردیم و بیشتر از ایران همدیگرو می بینیم.البته درسته از نزدیک حرف زدن و دیدن همدیگه یه چیز دیگه است ولی در غربت هیچ چیز بهتر از یه چت با کیفیت و مجانی نیست.خلاصه دانلود کنید و لذت ببرید.

کتاب ایین نامه رو از مرکز ICBC  مجانی گرفتیم چند وقته و مطالعه می کنیم.برای فهم بهتر تصمیم گرفتیم کتاب فارسی شم بخریم.برای همین رفتیم فروشگاه های ایرانی در نورث و یه نسخه فارسی شو 15 دلار خریدیم خوب ترجمه شده و من 1-2 روزه کلشو خوندم و مطالب بهتر جا افتاد.الان اماده امتحانم ولی مشکل بعدی اینه که اینجا مرکز امتحانش تا 4 بیتشر باز نیست و من باید برم یه شهر دیگه مثلا برنابی که تا 6:30 بازن اونجا امتحان بدم.خلاصه اینکارو هم در هفته اینده انجام می دم.

راستی جمعه رفتم ارایشگاه برای کوتاهی مو و برداشتن ابرو.مجموعا 65 دلار هزینه شد.خلاصه اینجا یا باید خودتون(منظورم خانوما و اقایون محترمه) موهای همدیگرو بزنین یا اینکه گوشاتونم بدین بدست ارایشگر با موهاتون ببره خیالتون راحت شه:))حالا بماند که اگه هوس رنگ مو و هایلایت هم داشته باشین باید بین 80-130 دلار دیگه هم هزینه کنید.