زلزله 6.4 ریشتری در ونکور ایلند!!
ااااااااااااااا هر چی نوشته بودم پرید.
دوستای عزیزم سلام.این هفته شروع سال تحصیلی جدید در کانادا بود.امروز هم یک زلزله 6.4 ریشتری در ونکوور ایلند اومده که در ونکور و ریجموند ما حسش نکردیم.خوشبختانه زلزله تلفات یا خسارتی نداشته.
تو این مدت اتفاق جدیدی نیفتاده بجز اینکه الان که موعد تمدید قرارداد خونمونه ،صاحبخونه محترم این واحدی که توش هستیم زنگ زدن و اعلام کردن که از 3 ماه دیگه می خوان اجاره رو 50 دلار در ماه زیاد کنن که بشه 1200 دلار در ماه.خلاصه اولش یکم ناراحت شدیم و بعد ازش خواستیم یک ماه فعلا تمدید کنیم تا بتونیم تصمیم بگیریم.
یکی دوهفته که از تماس صاحبخونمون گذشته چند تا واحد رو در همین دور و اطراف دیدیم هر چی احاره کمتره به الطبع کیفیت خونه هایی که می بینیم میاد پایین و اگه در همین سطح دنبال خونه باشی اجاره ها مشابه و حتی بیشتره.خلاصه اینکه فعلا نتونستیم جای مناسبی پیدا کنیم و احتمال داره اگه تا سر ماه جایی رو پیدا نکردیم برای یکسال اینده هم همینجا بمونیم.
چند وقت پیش داشتیم تو oovoo با دوستامون که یه زوج ابادانی که مثل اکثر ادمهای جنوبی خونگرم و مهربون و دوست داشتنی هستن چت می کردیم.با اینا تو پروسه قبولی لا*تا*ری باهاشون اشنا شدیم و باهم برای مصاحبه انکارا بودیم .این دوستامون همزمان با ما به ام*ری*کا ایالت پنسیلوانیا و شهر پیتزبورگ مهاجرت کردن و الان یکساله اونجان.هزینه های زندگی خیلی پایینتره و درامدها نسبتا یکسانه.کیفیت زندگی هم به نسبت خوبه.اگه ما هم همون زمان رفته بودیم اونجا دوستای خوبی برای هم بودیم و پس انداز بهتری می تونستیم داشته باشیم.البته ما برای رفتن به ام*ری*کا هم اقامت در کا*لیفر*نیا*مد نظرمون بود که بازم از ایالت های گرون اونجا محسوب می شه.خلاصه که گهگداری که با باسی دو دو تا چهارتا می کنیم صادقانه از اینکه ام*ری*کا نرفتیم پشیمون می شیم.زمانیکه ویزای هر دو رو داشتیم من نظرم بیشتر رو ام*ری*کا بود و باسی نظرش به کا*نا*دا .هر کدوم هم دلایل خودمونو داشتیم و در نهایت با همدیگه تصمیم گرفتیم به کانادا بیایم و فکر امر*یک*ارو از سرمون بیرون کردیم.هر چی بود دیگه گذشت و ویزای ام*ریکا*مون باطل شد.الان اگه بخوایم بریم فقط توریستی می شه رفت یا از طریق ویزای کار.یا اینکه باید صبر کنیم پاسپورت کاناداییمونو بگیریم و سی تیزن بشیم که بدون ویزا برای تفریح بریم.البته اینم باید بگم که هیچ تضمینی نبود که اگه رفته بودیم می تونستیم کار پیدا کنیم و موفق باشیم یا نه .
سه تا COURSE از دوره BOOKKEEPING رو تموم کردم و فعلا قصد دارم دوره بوک کیپینگمو متوقف کنم .این ایمیلی هست که از استادمون که دو تا COURSE رو باهاش گذروندم گرفتم:
See you on the halls at Langara.All the best,Jennifer
از این هفته دوره جدید حمل و نقلم تو کالج BCIT شروع می شه و باید به مدت 2 ترم متوالی یکروز در هفته برم کلاس.یکم هیجان زده هستم که باید درسهای مرتبط با کارمو تجربه کنم.هزینه دوره توسط شرکتمون پرداخت می شه.
دوستان خوب ونکووری که در پست قبل اعلام امادگی کردین هر کدوم پایه هستید برنامه ریزی پیک نیک رو بر عهده بگیرید .ما هم سعی می کنیم حتما شرکت کنیم.
از خدای مهربون بهترین ها رو براتون ارزو می کنم.در پناه حق شاد و سلامت باشید.
من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .