Victoria day 2011
این اخر هفته هم به مناسبت Victoria Day ما long weekend داریم یعنی از شنبه تا دوشنبه تعطیلیم.باسی شنبه سرکاره ولی بقیه شو هر دو تعطیلیم و فعلا برنامه ای نداریم.
از طرفی به قول دوستان بیزینس شرکت ما low شده! و از ساعت کاریهای همه مون کم شده.خدا به دادمون برسه و امیدوارم بزودی به حالت اول برگردیم.
کلاسای Bookkeeping من هم شروع شده .یه توضیح برای دوستانی مثل ستاره که ازم سوال داشتن.اسم دوره من professional bookkeeping هست و شامل 8 درسه.حدودا یکسکال شاید طول بکشه یا کمتر.(دوره های دیگه (مثل payroll administration) هم هست ولی من bookkeeping رو انتخاب کردم.این ترم من فقط یه درس برداشتم و تا حالا دو جلسه شو رفتم.خیلی جو کلاسمون باحاله و یه خانم میانسال باحال کانادایی استادمونه.خیلی دوسش دارم.سرشار از انرزیه .تو کلاس هم همه همدیگرو و استادو به نام کوچیک صدا می زنن.مثل محیط کاری مون که همه همدیگه رو با اسم کوچیک صدا می کنن.یعداز هر جلسه فایلهای اموزشی مربوط به کلاسو می ذاره رو وبسایت که قابل دسترسی باشه.راستی تو کلاسمون یه پسر ایرانی به نام سیاوش هم هست .استادمون کلا اسم 3-4 نفرو رو یاد گرفته که اسم ما دو تا جزءاوناست.برای همین چپ و راست درس می پرسه.:((در طول ترم قراره 4 تا assignment داشته باشیم که 60 درصد نمره رو تشکیل می ده و اخر ترم هم امتحان فاینال که 40 درصد نمره هست.
کل هزینه دوره رو که شامل 8 course هست من و باسی حساب کردیم حدود 3100 دلاره بدون درنظر گرفتن هزینه کتاب هزینه کتاب هم کم نیست و هر کتاب دست کم 100 دلار هزینه داره.اولین course دوره Microsoft office بود که من چون قبلا گذرونده بودم مدارکشو ارائه کردم و خدا رو شکر ازم قبول کردن و 500 دلار جلو افتادم.دوره ای که من می گذرونم متاسفانه هیچ وام یا گرنت یا کمک هزینه ای از طرف دولت یا کالج شاملش نمی شه چون جزءدوره های continue studies هست برای همین بهم پیشنهاد کردن از student line of credit استفاده کنم.جریان این line of credit اینه که با توجه به سابقه کردیتی که ساختیم و درامدها و هزینه هایی که داریم بانک یه مبلغی که حداقل 1000 دلاره وام می دن و در حین تجصیل لازم نیست قسطی بپردازیم و در طول دوره تحصیل هر ماه فقط بهره پول رو باید بپردازیم که حدود 4-5 درصده ارزش وامه. فقط وقتی درس تموم می شه قسط ها شروع می شه که 1 درصد کل ارزش وام ولی حداقل 50 دلاره مثلا:
اگه 3000 دلار درخواست کنین و قبول بشه و دوره تحصیلتون 1 سال طول بکشه در طول این یکسال بهره وامو هر ماه حدود 15 دلار (با مالیاتش کمی بیشتر)پرداخت می کنین و بعد از تموم شدن درستون در دوره یکساله اقساط شروع می شه که یک درصد 3000 دلار می شه 30 دلار +بهره پولو باید بدین که مثلا می شه 45 دلار که اگه زیر 50 دلار بشه ، باید 50 دلار بدین .
خلاصه با درخواست 3000 دلار من موافقت نشد ولی مجددا برای 2000 دلار درخواست کردم که با 2000 دلار موافقت شد.جالب اینجا بود که یکی از شعب بانک تی دی که به خونمون نزدیکتر بودگفت اصلا به شما تعلق نمی گیره چون این ترم یه واحد بیشتر نگرفتین ولی من بهشون گفتم مطمئنم اشتباه می کنن و از شعبه دیگه ای درخواست کردم و با 2 بار درخواست این کردیت رو گرفتم.باسی هم امرزو اعتبار کردیتشو به 2000 دلار رسوند /
اینو گفتم که اگه از یه جا جواب منفی گرفتین زود نامید نشین.مثلا یکی از دوستان ما وقتی گوشی ایفن 4 تازه اومده بود رفته بود از Apple store از یکی از فروشنده ها پرسیده بود ایا این گوشی رو دارن گفته بوده نه.کمی تو فروشگاه چرخیده بوده از یکی دیگه پرسیده بوده و خلاصه گوشی رو خریده بوده و اومده بوده بیرون.یا جریان جارو برقی ما که تو پستای قبلی نوشتم.اینجا هم مثل همه جا ادم ها و یا بانکها و... ممکنه اشتباه کنن.
دو ماه پیش هم برای چکاب دکتر برام سونو گرفی نوشته بود.روال اینجوریه که منشی مطب پزشک متخصص با سونوگرافی تماس می گیره و وقت می گیره برای مریضا.به منم از دو ماه پیش وقت داده بودن که دیروز برم.یکروز قبل از مطب سونوگراف باهام تماس گرفتن که روز بعد شما سونوگرافی دارین و 12 ساعت قبل از وقتتون نباید بخورید با بنوشید!منم با تعجب همون موقع پشت تلفن گفتم اخه سونوگرافی که باید شکم پر باشه خلاصه خانومه گفت نه هههههه ما هر روز این کارو می کنیم و نباید چیزی بخوریدحتی اب!
خلاصه ما هم شامو اون شب زودتر خوردیم و صبح هم ساندویچ درست کردم و تو کاپم چایی ریختم که کار تموم شد بخورم بعد برم سر کار.باسی بنده خدا هم به خاطر اینکه من شکمو وسوسه نشم صبحانه نخورد و براش ساندیچ گرفتم.خلاصه نیم ساعت رودتر باسی منو رسوند اونجا و خودش رفت که به کلاسش برسه.
تا رسیدم و برگه مو دادم خانم مسئول پذیرش بعد از احوال پرسی و گرفتن برگه و کارت بیمه ام پرسید اب خوردین؟شکمتون پره؟من که دیگه داشتم تبدیل می شدم به اتشفشانی از خشم و گرسنگی گفتم نخیر شما خودتون در تماس تلفنی گفتین اب نباید بخوری.خلاصه نگو اشتباه کردن وقت منو به جای سونوگرافی رادیوگرافی بوک کردن .خانومه با یه عرض شرمندگی بسیار مختصر گفت شما نیم ساعت وقت داری باید 4 لیوان بزرگ اب بخوری.
خیلی برام سخت بود منی که در کل روز یه لیوان ابم بزور می خورم 4 تا باید در عرض نیم ساعت می خوردم.خلاصه با هر بدبختی بود این چهار لیوانو خوردم ولی همش زیر گلوم بود و پایین نمی رفت.دیگه واقعا حالم بد بود و کلافه شده بودم.کلی راه رفتم و هیچ احساسی نداشتم .نیم ساعت هم از وقتم گذشته بود ولی احساس پر بودن شکم نداشتم.یکی دوبار هم اومدن منو ببرن برای سونو که گفتم هنوز شکمم خالیه.خلاصه دفعه اخر یه خانم مسن مهربون گفت اشکال نداره بیا ببینیم ایا کافی هست یا بیشتر باید صبر کنی.خلاصه رفتم و خدا رو شکر که گفت نسبتا پر شده شکمت و لازم نیست بیشتر صبر کنی.براش تعریف کردم اشتباهی بهم گفتن ناشتا باشم و اونم رفت و مثلا به منشی تذکر داد!و انقدر فهمیده بود که به مجددا معذرت خواست به خاطر وقتم و اذیت شدنم.
دوباره برگشت و سونو رو شروع کرد.خلاصه هر چی دستگاهو می چرخوند من سعی می کردم سر در بیارم اوضاع چطوره ولی می گفت ما اطلاعاتو ثبت می کنیم و می فرستیم برای پزشکتون.یعنی به شما چیزی نمی گیم.خلاصه نیم ساعتی طول کشید که از همه زوایا سونو انجام بشه.با این اوضاع بنده ساعت 11 رسیدم سر کارم با شکمی گرسنه .
همچنان هر سه ماه یکبار ازمایش خون هم می دم که وضعیت تیروئیدمو نشون بده از قبل از نوامبر 2010 من از وضعیت پرکاری تیروئید به بازه نرمال تیروئید رسیدم و دیگه پر کاری تیروئید ندارم ولی با تکرار هر سه ماه می خوان وضعیت رو بررسی کنن و از ماه سپتامبر امسال به کلی باید قرصهای تیروئید رو بکلی قطع کنم تا عکسل العمل بدنم رو بررسی کنن با ازمایشات هر سه ماه یکبار که ببینن بدون قرص هم در بازه نرمال می مونم یا نه.
این ماه چک بازگشت مالیاتمونو گرفتیم.باید HST/GST کردیتمونو هم از ماه جون بریزن.این پولیه که دولت بر حسب درامد خانوار هر سه ماه یکبار برای خانواده ها واریز می کنه و افرادیکه تازه وارد کانادا می شن می تونن به محض ورود فرمهاشو پر کنن و بفرستن و نیازی نیست که تا پایان سال و موعد پرداخت مالیات صبر کنن.اینم لینکش
امیدوارم روزهای شادی رو در پیش رو داشته باشین.
پینوشت:از محبت های دوستانی که با پیامهاشون ما رو مورد لطف قرار می دن از جمله وحید و کویین عزیز کمال تشکر رو دارم و امیدوارم همواره موفق باشن
پینوشت 2:بعضی دوستان در مورد کنترل پروزه و بازار کارش در کلگری و ... می پرسن که متاسفانه من اطلاعات بیشتری از اونکه در پستهای قبلی نوشتم ندارم.اگه کسی در این زمینه تجربه کاری داره برای کار در کلگری مستقیما از هر جایی که هست اپلای کنه .به امید موفقیت همه دوستان
من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .