اجاره خونه

سلام دوستان خوبم.به همین زودی ۳ هفته از اومدنمون گذشت.این مدت حسابی درگیر گشتن جایی برای اجاره بودیم.بالاخره یه مورد مناسب پیدا کردیم در مرکز شهر ریچموند .دسترسی خوبی به کل شهر داره.یه اپارتمان یکخوابه طبقه ۸ یه ساختمان (ساختمونای بزرگ بتنی به high rise معروفن) با ۲ تا بالکن قشنگ.صاحبخونه مونم ایرانیه و اجاره مون ماهی ۱۱۵۰دلاره.خدا رو شکر و خیلی از این مساله خوشحالیم.از شنبه این هفته تو خونه خودمون هستیم و الان کارتونا دورمونه:))

دز ضمن باسی هم به لطف دوستان ما کار در یه فروشگاه لباس پیدا کرده.حالا هم دیگه نگران هزینه ها خیلی نیستیم و هم تمرین خوبی برای تقویت زبانشه.از خونمون تا محل کارش پیاده فقط ۵ دقیقه راهه.

من تو هفته گذشته دچار مشکلات جسمی شدم این چند روز و حال خوبی نداشتم.معده درد و سردرد و ... خلاصه چند روزی با این دردا سر کردیم تا اینکه در نهایت هم دندون درد هم اضافه شد!!!!!!!!به قدری شدید شد که دیگه قابل چشم پوشی نبود و ناچار شدم برم دندون پزشک.خلاصه با سلام و صلوات وقت اورزانسی گرفتیم و رفتیم دکتر و دکتر جان بعد از چند تا عکس و توجه به منطقه ای که من نشون می دادمضربه به دندونهای اون منطقه تشخیص دادن دندون عقلم پوسیده و باید کشیده بشه.خلاصه برای ۲۹ سپتامبر وقت کشیدن دندون دارم.هزینه عکس ها با کشیدن دندون عقل حدود ۳۰۰ دلاره:((((((البته واقعا شانس اوردم عصب کشی یا روکش و ... نیست.چون اون وقت خدا می دونست چقدر خرجم بود.الانم با قرص بروفن و اموکسی سیلین خودمو اروم کردم تا روز موعود:)

تا به حال برای خرید وسایل خونه و خرید اولیه خوراکی حدود ۵ هزار دلار خرج کردیم.تازه خیلی هم حواسمون به خرج بوده که ولخرجی نکنیم.کلا برای خرید وسایل اولیه مثل مبل و تخت و میز و تلویزیون در حدود متوسط رو به خوب باید همین حدود رو در نظر بکیرین.ما این شانسو هم داشتیم که این سه هفته رو پیش فامیلمون بودیم و هزینه زیادی نداشتیم.در ضمن دنیال یه ماشین 2-3 هزار دلاری ترجیحا از برند هوندا یا تویوتا و یا نیسان هم هستیم.دوستان بریتیش کلمبیایی اگه کیسی سراغ دارین خبر بدین.

دوستای خوبم اینم خلاصه وضعیت:

۱-هیچ خبری از هوای گرم و تابستونی تهران نیست و ۳-۴ روز در هفته بارونیه و بقیه روزا هم ابری متمایل به بارونی.اگه شانس بیاریم افتاب هم گهگداری در می اد.خدا رو شکر خونمون نورگیرش خوبه وگرنه دپرس می شدیم.

۲-اینجا واقعا زیباست.نکته جالب در مورد متشینا اینه که رو پلاک ماشینها نوشته BEAUTIFUL BRITISH COLOMBIA!!!!!!!!!معلومه خیلی خودشونو تحویل می گیرن

3-دیروز یه سر رفتیم نورث ونکوور و از نونوایی سنگکی و فروشگاه پرشیا و گوشت فروشی خرید کردیم.کلا سبزی خوردن-پنیر-عرق نعنا و ابلیمو و نعنا خشک و اینجور چیزا رو از اونجا خریدیم.یخچالمون در حال پر شدنه.:)

4-امروز بعد از حدود 17-18 روز تازه ویزا کارتمون رسید دستمون امشب زنگ می زنیم فعالش کنیم و رمزشو عوض کنیم.

5-هنوز پی ارامون نیومده.تا 15 اکتبر هم بیشتر برای ورود به امریکا وقت نداریم.لولللللللللللللل ممکنه برای برگشت از امریکا به کانادا مشکل پیدا کنیم بدون پی ار.خدای مهربون کمکون کن.

 

 

از مونترال تا ونکوور

دوستان خوبم همونطور که تو پستای قبلی نوشتم بعد از رسیدن به فرودگاه مونترال و انجام مراحل اداری مهاجرت و مراجعه به دفتر کبک که کلا ۲۰ دقیقه هم نشد ۸ ساعت توقف در فرودگاه مونترال داشتیم که حسابی خسته مون کرد.در ضمن فرودگاه کمی سرده و باید لباس گرم همراتون باشه.

ما پروازمون از مونترال به ونکوور با ایر کانادا بود و از ۱-۲ ماه قبل بلیطشو خریده بودیم.اگه می دونستیم انقدر کارمون سریع انجام می شه پرواز زودتری رو می گرفتیم.خلاصه بعد از کمی استراحت و صرف عذا در برگر کینگ(۲ ساندویچ ساده و سیب زمین و نوشابه با مالیات حدود ۲۰ دلار شد)کارت پروازمونو گرفتیم و چمدونهای بار رو تحول دادیم و وارد گیت شدیم.این قسمت بازرسی شدیدتری از فرودگاه ایرران و فرانکفورت بود.کاملا با دستگاه داخل و بیرون چمدونهای داخل کابین و لپ تاپ رو چک کردن.برای همه اینکارو می کردن بعد از عبور از این مرحله سوار هواپیما شدیم.خطوط داخلی ایر کانادا هیچ پذیرایی مجانی نداره و حتی غذا و بالش و نوشیدنی همه پولیه.۵.۵ ساعت پرواز رو گشنه و خسته  اکثرا در حالت خواب گذروندیم تا ۱۰:۳۰ شب به وقت ونکوور هواپیما در قسمت ترمینال پروازهای داخلی نشست.چمدونها رو تحویل گرفتیم و به سوی زندگی جدیدمون راه افتادیم.

در فرودگاه ونکوور بستگان ما اومده بودن دنبالمون و رفتیم منزل اونا در ریچموند.تا این لحظه هم همچنان خونه اونا هستیم.کارهایی که در این مدت انجام دادیم:

۱-افتتاح حساب در بانک تی دی و درخواست ویزا کارت(۲ هفته طول می کشه که ویزا کارت رو به ادرسمون ارسال کنن)

۲-درخواست sin نامبر(شماره شو در جا بهمون دادن و اصل کارت حدود ۲ هفته دیگه به ادرسمون ارسال می شه

۳-جستجوی محلی برای اجاره در دان توون ریچموند بوده.ریچموند اکثر جمعیتش چینی ها هستن و منطقه اروم و خوبیه برای زندگی.به احتمال زیاد اینجا ساکن خواهیم شد.حدود اجاره برای اپارتمان یکخوابه در مرکز ریجموند ۱۱۰۰-۱۲۵۰ هست.البته زیر این قیمت در جاهای دیگه ریچموند و دورتر از مرکز شهر هم پیدا می شه.

۴-مراجعه به مرکز راهنمایی رانندگی و دریافت کتاب ایین نامه

۵- اقدام برای کارت بیمه

بوده.امیدوارم موفق باشید

بوده

پاسخ به سوالات فریت و ادرس

دوستای خوبم خیلی هاتون در ۱-مورد لیست وسایل و ۲-نداشتن ادرس در کبک سوال کرده بودین که در این پست توضیح می دم.

در مورد فریت:

همونطور که قبلا در مورد فریت گفته بودم وسایل رو بعد از بسته بندی با پلاستیک حبابدار داخل کارتنا گذاشتیم و محتویات هر کارتون رو لیست کردیم و کارتن ها رو طناب پیچ کردیم و سه شنبه با نیسان بردیم ترمینال بار فرودگاه امام.تعدادش ۱۶ کارتن بود و وزن تفریبیش فکر می کردیم ۲۸۰-۲۹۰ کیلو باشه.این توصیه ها رو در زمان فریت و پرواز جدی بگیرید:

۰-سه تا لیست درست کنین لیست وسایل داخل چمدان -لیست وسایل فریت و لیست وسایلی که بعدا می فرستید چون در زمان ورود به فروداه مونترال ازتون می خوتن.ارزش کلی هر ایتم و تعدادشو هم باید جلوش بنویسید.

۱-در کارتنهای محکم و ترجیحا هم شکل بارها رو بذارید و خوب با پلاستیک حبابدار دور شکستنی ها رو ببندید و اگه کارتن وسایل شکستنی رو دارید در کارتن خودش بذارید بعد در کارتن اصلی.در اخر کارتنهای اصلی تونو چسب کاری کنید.باسی کف کارتنها رو چسب همه کاره رازی زده بود و از زیر و دور تا دور چسب کاری کرده بود.دو ضلع کارتن هم ادرس کاناداتون و اسم گیرنده بار (مثلا برای ما باسی)و تلفن کانادا رو بنویسید.ما رو کاغذ A4 ادرس رو پرینت گرفته بودیم و در دو ضلع کارتن چسبوندیم.وقتی برده بودیم کارتنها رو تحویل دیم کارتنها مرتب و هم شکل بود وهمه ازمون می رسیدن کدوم شرکت براتون بسته بندی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی یادتون باشه ابعاد کارتنها تونو طول و عرض و ارتفاعشو رو کاغذ بنویسید ایرلاین لوفت هانزا ازمون خواست.

۲-روزی که می خواین بارو تحویل بدین از روز قبلش با ایرلاینی که بارو می فرستین قیمتو چک کنید مثلا ما از طریق کارگو لوفت هانزا فرستادیم و قیمت ۲.۸ دلار به ازائ هر کیلو برای بار ۱۰۰-۳۰۰ کیلو و قیمت ۱.۸ دلار برای ۳۰۰ کیلو به بالا داده بود.

۳-روزی که می رین بارو تحویل بدین کپی صفحه اول پاسپورت و بلیطو از قبل گرفته باشین و داشته باشین که یه بار هم بابت کپی نوبتتونو از دست ندین و مجبور نشین تو صف دیگه ای بایستید.

۴-سعی کنین اول وقت اونجا باشین.مثلا ما که ساعت ۸:۳۰ اونجا بودیم نفر ۱۶ بودیم.در صورتیکه گقته بودن از ۹ (به خاطر اینکه شب قبلش شب احیا بود)شروع به کار می کنه ولی از ۷-۷.۵ هم مردم اومده بودن

۵-همه ماشینا باید برن تو پا رکینگ ترمینال بار و از ساعت فرضا ۸ کار شروع می شه .شماره ها رو به ترتیب صدا می زنن و مردم می رن داخل یه اتاقک دیگه هست که با کپی های در دست دوباره تو صف وا می ستین و یه اقایی ته اتاق نشستهامضا می کنه دوباره می ایین دم در اسمتونو مسئول اونجا تو یه دفتر بزرگ می نویسن و بر اساس این دفتر به ترتیب می گن ماشینا بیان داخل بارا رو تحویل بدن.ما تا ساعت ۱ بعد از ظهر علاف تحویل بار بودیم.بارها به نوبت وزن کشی و ارزیابی می شه در نهایت بهتون به برگه می دن به نام پته اونو می برید ایرلاین مربوطه که نزدیکه ترمینال باره و اونجا کارهای پرداخت هزینه رو انجام می دید و به تعداد کارتنها تگ می گیرید و برمی گردید به قسمت فریت ترمینال  تگ ها رو می چسبونید بارهاتتون مجددا از زیر اشعه رد می شه و در نهایت تمام.این پروسه زمانگیره و باید اخرین روز کاری قبل از پروازتونو )بجز پنج شنبه)بهش اختصاص بدین.

در مورد ادرس مونترال:

حالت اول:می تونید موقع ورود بگین فعلا ادرسی ندارید و از قبل از ورودتون به کانادا پانسیون بگیرید یا هتل برین و بعد در این فاصله می گردید و در مونترال جایی رو اجاره می کنید و ادرس رو به دفتر مهاجرت اعلام می کنید که پروسه پی ار از زمان اعلام ادرس شما شروع می شه.

حالت دوم -اگه از قبل جایی رو اجاره کردین و بلند مدت در اون اقامت خواهید داشت (مثلا ۳ ماه یا بیشتر) در اون می مونین ادرس اونجا رو بدین

حالت۳-اگه دوستی در مونترال دارین ادرس دوستتونو بدین.ولی بعضی افیسر ها فقط ادرس خودتونو قبول می کنن و به دلایل امنیتی قبول نمی کنن کارت اقامت شما برای ادرس دوستتون پست بشه.مثلا همین دوستای ما که با هم وارد مونترال شدیم وقتی ازشون ادرس خواست و اینا گفتن فعلا یکماهه خونه اجاره کردیم ولی می تونیم ادرس خونه دوستمونو بدیم ازشون قبول نکردن و گفتن هر وقت بلند مدت اجاره کردین بیاین درخواستتونو به اداره مهاجرت تحویل بدین

 

سلام کانادا

سلام دوستان عزیز.ما شنبه ۴ سپتامبر به اتفاق دو تا از دوستای خوبمون بعد از ۳۰ ساعت پرواز ساعت ۱۰:۳۰ شب رسیدیم ونکوور.در حال حاضر خونه یکی از بستگانمون در ریچموند هستیم.چون شنبه شب رسیده بودیم صبح یکشنبه بعد از یه خواب کامل بیدار شدیم و به اصطلاح دوستان جت لق نشدیم.

یکشنبه به اتفاق اونا و دوستانشون ناهار رفتیم پیک نیک در white rock رفتیم.به تفریگاه ساحلی خیلی اروم و دنج.جای همه دوستان خالی.هوا یکم خنک بود و افتاب خیلی کم جونی در اسمون بود.وقتی از خونه میرفتیم بیرون ۲ تا ژاکت هم احتیاطا برداشتیم که لازم شد.

بارهای فریت مونو ما سه شنبه تحویل دادیم و ازشون خواستیم جمعه بفرستن .با توجه به تعطیلات رسمی(دوشنبه روز کارگره) احتمالا سه شنبه باید بریم سراغش.روزای اخر قبل از پرواز خیلی سریع می گذره.مثل چشم بهم زدن و خداحافظی از عزیزان خیلی سخته.

در مورد پرواز بهتون بگم پرواز ما لوفت هانزا بود و ۳:۱۰ صبح از فرودگاه امام بلند شد.ساعت ۶ صبح به وقت فرانکفورت(حدودا ۸:۳۰ صبح به وقت تهران)رسیدیم فرانکفورت.از هواپیما که پیاده شدیم تابلوهای connection flights رو دنبال کردیم.مشخص بود پرواز بعدی از گیت G باید باشه اما چون حدود ۴ ساعت توقف در فرانکفورت داشتیم هنوز شماره گیت روی تابلو نیومده بود.ما هم با خیال راحت رفتیم تو free shop دور زدیم و نزدیک ۸:۳۰-۹ رو تابلو شماره گیتمون هم مشخص شد.چون پروازمون متصل بود بارها مستقیم به مونترال می رفت.بارهای همراهمون که تحویل بار ندادیم و مربوط به داخل کابین بود دو تا چمدون داخل کابین ۸ کیلویی یه کوله پشتی و یه کیف لپ تاپ بود.به چرخ دستی برداشتیم که بارهامونو توش گذاشتیم و حدود ۹ صبح دم  گیت بودیم و پرواز بعدی هم به موقع بود.جالب اینجا بود اکثر افراد در صف لباس گرم و پلار و ژاکت داشتن و ما همچنان تابستونی لباس پوشیده بودیم.داخل هواپیمای ایر کانادا که شدیم کاملا خنک بود.یواش یواش احساس سرما کردیم ولی با پتوهای داخل هواپیما خودمونو گرم کردیم.پرواز حدودا ۷:۳۰ ساعت طول کشید و ما ۱۲ ظهر شنبه به وقت مونترال رسیدیم .قبل از رسیدن به همه مسافرا فرمی دادن که توش باید مشخصات مسافرین و شماره پروازو باید می نوشتیم.یه روی فرم انگلیسی و پشتش فرانسه بود.ما سمت انگلیسی رو پر کردیم مثلا یه چک لیست بود که در مورد همراه داشتن/نداشتن اسلحه و داشتن یا نداشتن بارهایی که بعد از مسافر می رسه داشتن یا نداشتن مواد غذایی مثل اجیل و ... و داشتن یا نداشتن پول بالای ۱۰۰۰۰ دلار به ازای هر نفر سوال شده بود که ما سه تا از این سوالا رو مثبت و بقیه رو منفی جواب دادیم.موقع ورود به فرودگاه مونترال سکوت عجیب و ارامشی در این فرودگاه بود که برای ما و دوستانمون خیلی جالب بود.با همه مسافرا توی صف ایستادیم و نوبتمون که شد فرم و پاسپورتها رو به افیسر دادیم.  فرم رو نگاه کرد و ما بهش گفتیم که new immigrant هستیم.اونم تبریک گفت و یه جاهایی از فرم رو با کلمه مهاجر پر کرد .بعد ازمون در مورد سوالایی که مثبت جوای داده بودیم و میزان پولمون پرسید(ولی ازمون نخواست که ببینه یا بشمره) که دقیقا جواب دادیم و در عرض ۲-۳ دقیقه کارمون تموم شد و ما رو به دفتر مهاجرت که در جند قدمی پشت افیسر بود راهنمایی کرد.ما و دوستانمون در سالن خالی وارد شدیم و در عرض چند دقیقه سالن پر ادم شد.شماره های ما و دوستامون پشت هم بود و ۲ تا افیسر مختلف ما رو صدا کردن.افیسر ما خیلی مهربون بود ادرس کبک از ما خواست ما ادرس یکی از دوستای خوبمونو تو مونترال دادیم(اون یکی افیسره از دوستامون ادرس دوستشونو قبول نکرد و گفت خوتون باید ادرس ثابت داشته باشید).اون قبول کرد و لیست وسایل فریت و وسایلی که بعدا می رسه رو خواست که بهش  نشون دادیم و یه فرم بهمون داد که باید لیست وسایل رو داخلش می نوشتیم به همراه تعداد و ارزش تقریبیش.این کارو هم کردیم و فرمو بهش تحویل دادیم.ازمون فرمهای یلندینگ خواست نشون دادیم و قسمتیشو امضا کردیم و یکی یه نسخه رو تحویل گرفتییم این مرحله هم سریع انجام شد و ما به دفتر کبکب که دیوار به دیوار اونجا بود راهنمایی شدیم.یه خانم مسن مهربون ازمون در مورد زبان فرانسه یا انگلیسی صحبت کردن پرسید که ما گفتیم با هر دو می تونیم. اونم افرانسه صحبت کرد و خوشامد فت.ادرس دوستمونو از مون گرفت و یه سری کناب و جزوه و نقشه داد و وقت ملاقات با دفتر مهاجرت برامون گذاشت و برامون ارزوی موفقیت کرد.جالبه فکر می کرد ما اسپانیایی هستیم.

بچه ها ما باید بریم صبحانه .بقیه رو در فرصتی مجدد می نویسم.