یکسالگی حنا
این مدت خیلی کمتر به اینجا سر زدم ولی خوندن نظرات شما دوستان عزیزم تو دلگرم کرد.
حنا 11 مهر یکساله شد و الان دو ماهی هست که مهد کورک میره و عادت کرده خدا رو شکر.
این روزا منتظریم دختر کوچولو مون اولین قدمش رو مستقلات برداه و حرف زدن رو شروع کنه.یه مدت درگیر سرما خوردگی و ویروس های جورواجور بود ولی الان خیلی حالش بهتره خدا رو شکر.
منم از اول اکتبر برگشتم سر کار و برگ جدیدی از زندگیمون شروع شد.صبح زودتر از خواب بیدار می شم کیف خوراکی های حنا رو آماده می کنم و همینطور خودمو بعد هر دو لباس می پوشیم و از در می ریم بیرون .
بعد از طهر هم از سر کار می رم دنبالش و می رسیم خونه ساعتماد ۵.۵ بعد ازظهرهر.کمی بازی می کنیم و بعد شان می خوریم و حنا رو ۹ می خوابونم .تا ۷ صبح می خوابه.
من اتاق حنا رو ۴ ماهگی جدا کردم و از ۹ ماهگی تا یکسالگی بتدریج شیر شبشو کم کردم تا کامل یکسالگی قطع کردم و شب تا صبح می خوابه.
من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .