مادر عزیزم تولدت مبارک
مادر عزیزم سالروز تولدت مبارک.بی نهایت دلم برای دیدن و در اعوش گرفتنت تنگ شده.این نامه رو روز یک تیر برات فرستادم.پارسال همین روزا با همدیگه در سوریه بودیم.چقدر زود گذشت.
امروز صبح خواب دیدم من و باسی بی خبر اومدیم ایران از فرودگاه مستقیم اومدیم خونه شما قبل از اینکه زنگ خونه رو بزنیم تا شما رو سورپرایز کنیم دیدم در خونه رو باز کردی .انگار که خیلی وقته منتظرمونی و منو به گرمی در اغوش گرفتی.چقدر دوست داشتم اون لحظه رو. حبف که خیلی کوتاه بود ولی وقتی بیدار شدم گرمای اغوشتو هنوز حس می کردم.
دوستت دارم مادر خوبم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 4:54 توسط نلی
|
من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .