برای دخترم
دختر کوچولو یه من سلام عزیزم
دیگه چیزی به لحظه دیدارمون نمونده ۲۳ روز دیگه،
دیروز شما رو تو سونو دیدم خیلی بزرگ شدی عزیزم ،
مامانی از اول این هفته دیگه سر کار نمیره به مدت یک سال مرخصی هستم تا در کنار هم باشیم خانوم کوچولو یه من
از تو میخوام یه دختر قوی با اراده و مستقل باشی من و بابا بی صبرانه منتظر ورودت هستیم کوچولو یه من
-هنوز از مراسم قسم ما خبری نشده ۲.۵ ماه از امتحان سیتیزن شیپ ما میگذره فکر کنم بیفته نزدیک زمان زایمان من
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 19:9 توسط نلی
|

من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .