دوستای مهربون و عزیزم سلام.

به اخر سال ۸۶ رسیدیم.یه سال پر از دوندگی وتلاش.خدای مهربون بابت همه الطافت شکر.

ماموریت مشهد ما به علت گیر نیومدن بلیط هواپیما کنسل شد. می خواستم این ماموریتو با مهدی برم.انشالله بعد از عید.ما هم تا از کنسل شدن مامورتم مطمئن شدیم با دوستای ترک یه مون سه روزه رفتیم ویلامون تو بابلسر.وای خیلی خوش گذشت جای همگی خالی.از فردا صبح زود هم داریم دوباره می ریم شمال و بین بابلسر و ساری و نوشهر در حرکت خواهیم بود..خدا بخواد تا ۱۳ اونجاییم.

جمع در یک اقدام متهورانه رفتم موهامو کوتاه کوتاه کوتاه کردم با یه هایلات قشنگ.واییییییییییی خیلی چسبید.با کلی بدبختی مهدی رو راضی کرده بودم کههموهامو کوتاه کنم خلاصه اجازه دادن و ماهم حداکثر سواستفاده رو کردیم و از بیخ همه رو زدیمالان قیافم مثل این بچه تخسا شده.خودم که خیلی خوشحالم.وقتی از ارایشگاه برگشتم و مهدی منو دید اول لباش ور اومد و کلی غصه موهای بلند تا وسط کمرمو خورد اما دیگه داره یواش یواش عادت می کنه

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ۱۴ روز تعطیلیییییییییییییییییییییییییی

همین الان باسی هخم بهم یه خبر خوب کاری داد که عیش ما رو نوش کرد.

پیشاپیش سال نو رو به همه دوستای گلم تبریک میگم و از صمیم قلب براتون ارزوی سلامتی و  خوشبختی می کنم.منو حلال کنین.