خرید چمدان
تو هفته پیش رفتیم سراغ کمدها . یه عالمه بلورجات و ... رو که برامون کادو اورده بودن رو تمیز کردیم و گذاشتیم تو کارتونهاش و کمد رو مرتب کردیم.همینطور ملافه ها و رو بالشی ها تا کردیم و حوله ها رو دسته بندی کردیم.با توجه به محدودیت باری که وجود داره از هر کدوم یکی دو تا رو بیشتر نمی تونیم ببریم.۳ تا تشک هم داشتیم که نوی نو بود و در این ۵ سال اصلا استفاده نشده بود هر سه رو بردیم خونه مادر بزرگم و کمدمون جاش باز شد.
اخر هفته هم بعد از كلي پاساژگردي و بازار رفتن و بررسي رفتیم سراغ خرید چمدون و ۲ تا چمدون سایز بزرگ و یه چمدون داخل کابین خریدیم.تو خرید چمدون ملاکهای ما این بود:
0-قيمتش خيلي گرون نباشه.
۱-از جنس سخت و شکننده نباشه و ترجیحا برزنتی باشه.
۲-چرخهاش محافظ داشته باشه و اسکیتی باشه.
۳-جادار باشه و در عین حال از حداکثر ابعاد استاندارد (طول+عرض+ارتفاع)بیشتر از ۱۵۸ سانتیمتر نباشه.
4-دسته اش از بيرون كار نشده باشه.
خلاصه من رنگ آبی و باسی رنگ مشکی چمدون verage با قيمت 118500 تومن رو انتخاب کردیم.ماه دیگه هم دو تا سایز بررگ دیگه(یه مشکی و یه آبی دیگه)هم می خریم که با يه چمدون كابيني كه از قبل داشتيم کار خرید چمدونها تموم بشه.احتمالا تو تیر يا مرداد ازمایشات مدیکالمونو هم باید انجام بدیم.در ضمن تیر ماه پرداخت قبض تلفن و موبایلامونم هست.![]()
پیشرفت باسی تو زبان انگلیسی خیلی خوبه و خیلی از این بابت خوشحالم.دو سه تا کتاب جانبی هم برای تقویت vocab و listening معلمش معرفي كرده كه ديروز از شهر كتاب بوستان براش خريديم.
اين هفته دوست خوبم نگين و همسرش مصاحبه كبك دارن.براي موفقيتشون از صميم قلب دعا مي كنم.در ضمن به مائده و مهديه عزيز هم كه در مصاحبه قبول شدن و تجربه مصاحبشونو تو پست مصاحبه كبك اضافه كردم از صميم قلب تبريك مي گم.
این هفته مامان من یه عمل تو بيمارستان داره که خیلی ذهن منو مشغول کرده .سه شنبه و چهارشنبه باید بیمارستان بستري بشن و منم این دو روز رو قراره مرخصی بگیرم و پیشش باشم.گر چه عمل خیلی سختی نیست ولی از همتون خواهش می کنم که برای سلامتیش دعا کنین
.![]()
پينوشت:
۱-مامان عزيزم عمل نشد. زير نظر يه دكتر جديد درمان دارويي رو شروع كرده و احتمال داره مشكلش بدون عمل حل بشه.از همه شما دوستاي خوبم كه به من دلداري دادين ممنونم.
۲-نگين و مهدي عزيز كه اين هفته روز دوشنبه مصاحبه داشتن بهم خبر دادن كه قبول شدن![]()
من نلي هستم.متولد 1359.مهندس صنايع و در تابستان 83 با باسي عزيز ازدواج كرديمو در 13 شهریور 89 وارد کانادا شدیم.تجربیات و خاطراتمونو اينجا ثبت مي كنيم و به هيچ گروه و يا نهادي هم وابسته نيستيم .