بنر جديد وبلاگ

سلام دوستان عزيز.

با تشكر ويژه از حميدم عزيز بابت طراحي بنر وبلاگ و همچنين تلاشهاي ايشون بابت اصلاح و ويرايش قالب وبلاگم و كمك هاي راوي عزيز و ساير دوستان كه در اين مدت منو راهنمايي كردن وبلاگ ما هم بنر دار شد.

روزهاي قشنگ پاييز پشت هم مي گذرن و ما به پايان سال نزديك مي شيم.امروز ساعت ۶ صبح كه تو تاريكي هوا منتظر سرويس شركت بودم و كسي تو خيابون نبود، يه اقاي ميانسالي كه به سمت نانوايي مي رفت اومد به سمت من و ازم پرسيد دخترم مگه مدرسه ها صبح به اين زودي بازن؟خلاصه كلي به خودم اميدوار شدم كه همچنان قيافم   teenagerيه  گفتم نه منتظر سرويس محل كارم هستم.بنده خدا كلي خجالت كشيد و عذر خواهي كرد .

دوستان عزيز به گودباي پارتي خورشيد و شب عزيز دعوت شدين.خدا رو شكر كه دو تا از بهترين دوستان ما در عالم وبلاگ به اين مرحله از مهاجرت رسيدن.ما هم پا به پاشون انتظار كشيديم و با اومدن مديكال و ويزاهاشون خوشحال شديم.خوشحال مي شيم شما ها هم روز يكشنبه اول آذر ساعت ۸ شب بياين و با دعاهاي خوب اين زوج مهربون و هنرمند رو بدرقه كنين.منتظر همه هستيم.خوراكي هاتونم با خودتون بيارين صابخونه خودش مسافره

پينوشت:بچه هاي منتظر مديكال،دو تا مديكال ديگه هم اومد.مديكال كارنوي عزيز و خاطره عزيز.مثل اينكه پيش بيني هاي باسي و مجيد عزيز داره درست در مي اد.

زندگي جاريست

سلام دوستان عزيز.

اولا بابت لطف و دلگرميتون تو پست قبلي از همگي تشكر مي كنم.منم خدا رو شكر خوبم و بعد از يه هفته پركار و طولاني و استراحت در پايان هفته ،ابن هفته رو با انرژي اغاز كردم.

اين روزا من و باسي مثل ماههاي قبل مشغول صرفه جويي و پس انداز هستيم.با توجه به هزينه هاي جاري ،بودجه اي براي هر ماه كنار مي ذاريم و تقسيم به روزهاي هر ماه مي كنيم .اين مبلغو براي  خرج روزانه مون لاي صفحه تقويم مربوط به اون روز مي ذاريم و سعي مي كنيم بيشتر از او خرج نكنيم.مانده پايان هر ماه رو هم دلار مي خريم كه ديگه وسوسه نشيم و نقشه اي براش نكشيم.

باسي اعلام كرده كه مديكال ما ۱۱ الي ۱۶ اذر مي اد.خلاصه سفارت كانادا ببينيم چيكار مي كني يااااااا.حالا واقعا مي اد؟

زندگي جاريست .مراقب خودتون باشيد.

 

نلي عصباني-خسته

اين هفته از اون هفته هاي وحشتناك بوده و هست.كار شركتم انقدر قاراشميش  پر استرسه كه هر روز كلي غصه مي خورم مي خوام بيام شركت.بارها به فكر جابجايي اقتادم ولي به خاطر برنامه مون كه چيزي به رفتنم نمونده بي خيال شدم.از طرفي مديرمون اصلا نمي ذاره كسي درخواست جابجايي بده.مدير ما كلا ادمي عصبي و عجوله و مهارت بالايي در وارد كردن استرس و فشار كاري داره.

از طرفي همين اقاي مدير يه منشي داره كه اخر دودر كردن و بي خياليه و با اخلاقا و برخورداش اعصاب همه پرسنلو خرد مي كنه.اين خانم منشي يه روز زود مي اد يه روز زود مي ره يه روز نمي اد.خلاصه وقتي هم كه هست كلي تو قيافه مي ره تا يه كاري براي بقيه بكنه.مثلا  برگه ماموريتو تو سيستم تصويب كنه يا يه مرخصي رو بزنه.مي ري دم در مي بيني هنوز ثبت نشده و نگهبان نمي ذاره بري بيرون عصباني بر مي گردي پيشش مي گه زدم تو سيستم.خلاصه خداي دق دادنه.تو اين دو سالي كه با مديرمون كار مي كنه بارها صداي مدير و پرسنلو دراورده.اسمشو مي ذاريم x .

شنبه كه اومدم سر كار رييسمون گفت برات يه سورپريز دارم و مي خوام x رو بدم بهت.منو مي گي برق داشت از سرم مي پريد .اولش فكر كردم شوخي مي كنه بعد گفت مهندس ...(منظورش اقاي مدير بود)تصميم گرفته اقاي ... رو ازت بگيره ببره بكنه منشي خودش و x رو بده به تو.ديگه عصباني شدم گفتم يعني چي؟چي دارين مي گين؟تو اين همه فشار و استرس و با اين حجم كاري  كه من درخواست نيروي كارشناس كرده بودم چرا نيروي كار بلد منو مي خواين بگيرين و اين دختره رو كه به همه چي فكر مي كنه جز كار و بدين به من؟بياد جو واحدو با مسخره بازياش مي ريزه بهم نه من باهاش مي سازم نه بقيه بچه ها.يواش يواش امپرم مي رفت بالا.بعد هم گفتم اگه اقاي مدير تصميمشون قطعيه بفرمايين من استعفامو مي نويسم يكي ديگه بياد كارا رو بر عهده بگيره.از ما اسكل تر پيدا نكردن؟؟؟؟؟؟

خلاصه از ديروز در حال يكي بدو با رييس و مديرم و به هيچ قيمتي حاضر به اين جابجايي نيستم.خيلي يكه خوردن كه گفتم اگه اينكارو بكنن همين الان استعفا مي دم.نمي دونم تا چه حد حرفمو جدي گرفتن.كسي كه مدير از پسش بر نيومده و دل به كار نمي خواد بده و مي خوان بيارن تو واحد ما كه شديدن احتياج به نيرو داريم .ديگه از اين همه فشار كاري خسته شدم.ديگه احساس مي كنم دارم كم مي ارم.هر روز كار و فشار و استرس.امروز به خاطر دو تا جلسه مهم و پشت هم حتي نتونستم برم ناهار !ديروزم از ظهر به بعد تا اخر شب سردرد داشتم و نمي تونستم بخوابم.ديگه كم كم كاسه صبرم داره لبريز مي شه.

اميدوارم خدا كمكم كنه تا از اين شرايط سخت بيرون بيام.ببخشيد با غر غرام سرتونو درد اوردم اما اينجا خونه مجازي منه و من بايد يه جارو داشته باشم كه حرف دلمو توش بنويسم.بنده خدا باسي عزيزم كه با دلگرمي ها و حمايتاش بهم اميد مي ده.

پینوشت:دوستای عزیزم ممنون از همه دلگرمی هاتون.خدا رو شکر اومدن خانم x به واحد ما منتفي شد.مديرمون به هر واحد ديگه اي هم كه گفته هيچ واحدي ايشونو نخواسته.خدا به خير بگذرونه.

پینوشت ۲:در مورد خودم و جریان استعفا فعلا جدای از این حس مسئولیت پذیری بیش از حد که گاهی وقتا اعصاب خودمو هم خورد می کنه و تا یه کاری رو درست انجام ندم خیالم راحت نمی شه گاهی وقتا بار دیگران رو هم باید به دوش بکشم.با تمام فشارا و استرسها و اعصاب خورد کنی ها سعی می کنم کارمو تا عید ادامه بدم. هدفم بیشتر پس انداز مالیه .مخصوصا که در چند ماه اول در کانادا ممکنه کار نداشته باشیم.در ضمن با توجه به طولانی شدن مدیکالا معلوم نیست این مدیکال ما کی بیاد.

 

 

قانون جديد مهاجرت كبك 14 اكتبر 2009

دوستان عزيز سلام.

با همت محمد عزيز و سوالات و دلنگراني هاي دوستان قانون جديد مهاجرت رو كه از ۱۴ اكتبر روي سايت قرار گرفته از روي سايت مهاجرت كبك پيدا كردم و اينجا مي ذارم :

جدول امتياز بندي

 جدول رشته هاي داراي امتياز بيشتر و رشته هاي داراي الويت (لازم هست كه مدرك در پنج سال اخير گرفته شده باشه)

لطفا نظراتتونو براي كامل تر شدن اين پست اعلام كنيد.

موفق باشيد

پينوشت یک:كامنتهاي فاقد نام و با نام ناشناس و بدون ادرس ايميل يا وبلاگ تاييد نمي شود.

پینوشت ۲:بر اساس نظرسنجي انجام شده توسط پرشين بلاگ براي انتخاب بانوان وبلاگ نويس برتر نتيجه ها مشخص شده و من به همت شما خوانندگان عزيز يكي از نفرات برگزيده هستم.پس وظيفه خودم دونستم كه در همين وبلاگ از تك تك خوانندگان عزيزي كه در اين نظر سنجي شركت كردن و يا شركت نكردن ولي با كامنتاشون مايه دلگرمي هستن و يا حتي از خوانندگان خاموش به شمار مي ان تشكر كنم.روز پنج شنبه جشني به همين مناسبت برگزار مي شه.از همتون ممنونم

پينوشت ۳:دوستان عزيز همونطور كه در كامنتها ديدي عليرضا (رديف ۲۲ فايل)هم پاسپورت ريكوئست شد.البته بين تاريخ ارسال مديكال مديكال(۲۳/۰۷/۲۰۰۹) و ويزاش فاصله ۳ ماهه افتاده كه دليلش از زبان خود عليرضا اين بوده:

"اول از همه ویزای من اومد.ولی خدا می دونه که وقتی فهمیدم چی شده دلم هری ریخت .......
ایمیل ویزای من درست روز 15 سپتامبر اومده و رفته توی اسپم باکس و من هم پاکش کرده بودم.از قضا من بعد از سه ماه که گذشت دلو زدم به دریا و ایمیل زدن تا وضعیتو جویا بشم که جواب هم مجددا می ره توی اسپم باکس امروز مادر خانومم به خانومم می گه ممکنه ایمیل اومده باشه و شما ندیده باشید
و همسرم هم می ره ایمیل منو چک می کنه و از قضا توی اسپم باکس را چک می کنه.
خواهشا اینو توی متن اصلی بولد کن که بقیه هم بدونن البته من اینو به فال نیک می گیرم زیرا تصمیم داریم واسه عید بریم"

پس از دوستان عزيز خواهش مي كنم از زمانيكه فايل نامبر فدرال تشكيل مي دن دائما به ايميلشون سر بزنن و تمام ايميل هاي inbox و spam رو دقيق نگاه كنن بعد حذف كنن .

پینوشت ۴:جشن پرشین بلاگ روز پنج شنبه برگزار شد .من و باسی با هم شرکت کرده بودیم .ما تو ۱۵ وبلاگ اول نبودیم و فقط لوح تقدیر گرفتیم.اینم لینک خبرش